ღღღ فانوس دلهای دریایی ღღღ
این وبلاگ (فانوس )فقط برای نورانی کردن دلهای دریایی شما دوستان می باشد و جنبه دیگری ندارد.
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک دوستان

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان فانوس دلهای دریایی و آدرس aminkhodamam.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





کـی میـگه مـــــرد گــــریه نمیکنـه؟؟

بعضی مــــوقع ها اینقدر سخته کـه باید مـرد باشی تابتونی گـریه کنی..

.....................................................

[ 27 / 8 / 1391برچسب:, ] [ 21:23 ] [ امین ]

آهنگ جدید و فوق العاده زیبای امیر تتلو  به نام کمک کن با شعر وملودی امیر تتلو و با تنظیم و میکس مستر امیر دیوا پیشنهاد میکنم به هیچ عنوان این آهنگ رو از دست ندین (پخش اختصاصی ف.د.د)

به مناسبت ایام سوگورای
http://dl.120rapfa.com/modir/6/2/Tataloo0.jpg



Save Target AS

Download

www.RapFa.com

[ 25 / 8 / 1391برچسب:, ] [ 13:55 ] [ امین ]

آهنگ جدید و فوق العاده زیبا از امیر خلوت به همراهی مـائد به نام دیر یعنی حالا، با آهنگسازی فوق العاده نوید میرزائی و میکس و مستر فوق العاده محمد افضل (مرکز رکوردز)، کار بسیار زیبا و شنیدنی شده، پیشنهاد میکنم به هیچ عنوان از دست ندید

 

Save Target As

Download


www.RapFa.com

[ 25 / 8 / 1391برچسب:, ] [ 13:30 ] [ امین ]

یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟
برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.
در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند،
داستان کوتاهی تعریف کرد:
یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. انان وقتی به بالای تپه رسیدن درجا یک ببربزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود. رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریاد زنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند.
داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد. راوی پرسید : آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟
بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است! راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی.از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.››
قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی وحشتناک انجام دهد یا فرار کند،پدرم با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم بود

 

[ 24 / 8 / 1391برچسب:, ] [ 23:7 ] [ امین ]

این گلهای زیبا تقدیم به همه ی دوستان ...

 


ممنونم از اینکه به وبم سر میزنید و مطالبمو دنبال میکنید ...

 

 

منم تنها به عشق شما عزیزانه که میام و مطلب میذارم ...

 

 

مرسی از همراهی همیشگیتون دوستان عزیزم ...

 

 

یکایک شما آبجی ها و داداشای عزیزم و دوست دارم ...

 

 


امیدوارم همیشه سربلند و سالم و موفق ببینمتون

کوچیک همتون امین


[ 22 / 8 / 1391برچسب:, ] [ 23:57 ] [ امین ]

مرد ایرانی به همراه پسر دبستانیش به اروپا سفر کرده بودن.اونا وقتی داشتن تو پیاده رو قدم میزدن پسر دید که

یک ماشین وقتی میخواست از چهار راه عبور کنه چراغ قرمز شد و اون با اینکه هیچ ماشین وعابری سد راهش نبود 

سر جاش توقف کرد و منتظر سبز شدن چراغ شد.                                                                      

پسر  با دیدن این صحنه از پدرش پرسید:بابا چرا اون ماشین وایستاد و رد نشد؟!!

پدرش جواب داد:پسرم اون آقا قانون رو رعایت کرد.

پسر بلافاصله پرسید بابا قانون چیه؟ همونیه که تو کشور ما تو کتاباست؟

پدرش کمی مکث کرد و گفت: آره بابا قانون همونیه که تو کشور ما فقط تو کتابهاست!!

[ 20 / 8 / 1391برچسب:, ] [ 19:59 ] [ امین ]

نام : كمال    

كلاس :دوم دبستان    

موزو انشا : عزدواج!   

هر وقت من یك كار خوب می كنم مامانم به من می گوید بزرگ كه شدی برایت یك زن خوب می گیرم.

تا به حال من پنج تا كار خوب كرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است.
حتمن ناسرادین شاه خیلی كارهای خوب می كرده كه مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم كه اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشكلات انسان را آدم می كند.
 در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم.
از لهاز فكری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فكر ندارد كه به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود.
در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند كه كارشان به تلاغ كشیده شده و چه بسیار آدم های كوچكی كه نكشیده شده. مهم اشق است !
اگر اشق باشد دیگر كسی از شوهرش سكه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید
من تا حالا كلی سكه جم كرده ام و می خواهم همان اول قلكم را بشكنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.  
مهریه و شیر بلال هیچ كس را خوشبخت نمی كند.
همین خرج های ازافی باعث می شود كه زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی دایی مختار با پدر خانومش حرفش بشود.
دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود.. خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی كم بوده كه نتوانسته خرج عروسی را بدهد. البته من و ساناز تفافق كرده ایم كه بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمكی بدهیم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می كند!

اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد. زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یك زیر زمینی بگیرد. میگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین! اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا! حتمن از زیر زمینی می ترسید. ساناز هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یك خانه درختی درست كردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شكست. از آن موقه خاله با من قهر است.
قهر بهتر از دعواست. آدم وقتی قهر می كند بعد آشتی می كند ولی اگر دعوا كند بعد كتك كاری می كند بعد خانومش می رود دادگاه شكایت می كند بعد می آیند دایی مختار را می برند زندان!
البته زندان آدم را مرد می كند.عزدواج هم آدم را مرد می كند، اما آدم با عزدواج مرد بشود خیلی بهتر است!


این بود انشای من.

[ 19 / 8 / 1391برچسب:, ] [ 23:2 ] [ امین ]

موزیک ویدئوی جدید و فوق العاده زیبای رضا پیشرو به نام قبرستان هیپ هاپ با کارگردانی کسری شجاعی پیشنهاد می کنم این موزیک ویدئو فوق العاده قوی رو از دست ندید

 

ورژن اصلی ویدئو باکیفیت HD 720

 

 

Save Target As

Video

Download HD

Download HQ

Download 3GP

 

 

[ 18 / 8 / 1391برچسب:, ] [ 23:13 ] [ امین ]

بعد از مدتی سکوت موزیک ویدئو جدید و فوق العاده زیبا از یاس به همراهی آمین به نام وقت رفتن پیشنهاد می کنم به هیچ عنوان این موزیک ویدئو فوق العاده قوی رو از دست ندید

 

 

 ویدئو

Download HD

Download HQ

 

موزیک

Download

[ 18 / 8 / 1391برچسب:, ] [ 22:56 ] [ امین ]
[ 17 / 8 / 1391برچسب:, ] [ 19:3 ] [ امین ]

[ 15 / 8 / 1391برچسب:, ] [ 23:0 ] [ امین ]

سلام دوستهای گلم.امروز یه مطلب طنز اوردم تا شاید بتونم لبخند رو لبهای خوشکلتون بیارم پیشنهاد میکنم بخونید.

بعد از اجرای موفقیت آمیز طرح تفکیک جنسیتی درسراسر اماکن خصوصی وعمومی کشور ؛

به بررسی روند رشد و نمو یک کودک(پسر) از مهد کودک تا پیری میپردازیم :

اسم کودک را جواد در نظر میگیریم که همراه با همکلاسی خود به نام رضا در

حال برگشت از مهد کودک است.

در مسیر برگشت از مهد کودک :

1-لضا لضا (همان رضا ) من مامانم میخواد لنج (گنج) طلا بیاره ها

رضا : مامان چیه ؟!

2-سه سال بعد در مسیر رفت به مدرسه داخل سرویس مدرسه

راننده رو به بچه های داخل سرویس :

همه زود چشاشونو ببندن داریم از کنار یه مدرسه دخترانه رد میشیم!

جواد : رضا رضا ، دختر چیه ؟

3-پنج سال بعد از 3 سال ؛ زنگ تفریح ؛ مدرسه راهنمایی

رضا : جواد من دیشب از بالای پشت بوم یه چیزی تو حیاط خونه همسایه دیدم.!!

جواد : چی ؟

رضا : دختر ! دختر ! بالاخره دیدم

جواد : جون مادرت ؟! یالاه بگو چه شکلی هستن اینا !

4- چهارسال بعد از قبلی! سرکوچه جواد اینا

رضا : جواد چیکار داشتی گفتی زود بیا

جواد : رضا دیشب یکی به گوشیم زنگ زد.

صداش خیلی عجیب غریب بود.

یواشکی حرف میزد و میگفت یه دختره و از من میپرسید آیا پسرم ؟!

رضا : تو چی گفتی ؟

جواد : گفتم آره پسرم و بعدش دختره غش کرد !

5- شش سال بعد ؛ دانشگاه

جواد : رضا راسته میگند پشت این دیواره پر از دختره ؟!

رضا : آره منم شنیدم.میشنوی دارن میخندن! مگه اونا هم میخندن ؟

-6چند سال بعد ، شب خواستگاری

جواد : ببخشید یعنی الان شما واقعا یه دخترید ؟!

7-چند ماه بعد ، شب ازدواج

جواد : خوب الان باید چیکار کنیم ؟!

خانم : هیچی دیگه ،خسته ایم باید بخوابیم.شما هم برو تو اتاق خودت بخواب!

8-خیلی سال بعد ، دوران کهولت

جواد : دیشب مادر خدا بیامرزم به خوابم اومد گفت نمیخواهید بچه بیارید ؟

خانم : از کجا بیاریم.تو جهیزیه من که بچه نبود ، تو چرا نخریدی یه دونه ؟

9-خیلی سال بعد

نسل ایرانی منقرض شد

[ 15 / 8 / 1391برچسب:, ] [ 22:53 ] [ امین ]

من همون دیوونه ایم که هیچوقت عوض نمیشه...!!


همونی که همه باهاش خوشحالن اما کسی باهاش نمی مونه...!!


همونی که مواظبه کسی ناراحت نشه اما همه ناراحتش میكنن...!!


همونی که تکیه گاه خوبیه اما واسش تكیه گاهی نیست...!!


من همونــــــم


[ 15 / 8 / 1391برچسب:, ] [ 1:2 ] [ امین ]

شیر نری دلباخته ی آهوی ماده شد.
شیر نگران معشوقه بود و میترسید به وسیله ی حیوانات دیگر دریده شود.
از دور مواظبش بود…
پس چشم از آهو برنداشت تا یک بار که از دور او را می نگریست،
شیری را دید که به آهو حمله کرد.
...فوری از جا پرید و جلو آمد.
دید ماده شیری است.
چقدر زیبا بود، گردنی مانند مخمل سرخ و بدنی زیبا و طناز داشت.
با خود گفت: حتما گرسنه است.
همان جا ایستاد و مجذوب زیبایی ماده شیر شد.
و هرگز ندید و هرگز نفهمید که آهو خورده شد

[ 11 / 8 / 1391برچسب:, ] [ 16:26 ] [ امین ]

دهقان فداکار پیر شد...چوپان دروغگو عزیز شده

شنگول و منگول گرگ شدن...کوکب خانم حوصله مهمون رو نداره

کبری تصمیم گرفت دماغشو عمل کنه...روباه و کلاغ دستشون تو یک کاسه است

حسنک گوسفنداشو ول کرد و تو شرکت آبدارچی شد

آرش کمانگیر متعاد شد

شیرین ، خسرو و فرهاد رو پیچوند و با دوست پسرش رفت اسکی

رستم و اسفندیار اسب هاشونو فروختن و با موتور میرن کیف قاپی

سیاستمدارانمون در زندانن........دزدا و قاتلا و روحانیون و مذهبی هامون سیاستمدار شدن

دهقان فداکار پیر شد...چوپان دروغگو عزیز شده

شنگول و منگول گرگ شدن...کوکب خانم حوصله مهمون رو نداره

کبری تصمیم گرفت دماغشو عمل کنه...روباه و کلاغ دستشون تو یک کاسه است

حسنک گوسفنداشو ول کرد و تو شرکت آبدارچی شد

آرش کمانگیر متعاد شد

شیرین ، خسرو و فرهاد رو پیچوند و با دوست پسرش رفت اسکی

رستم و اسفندیار اسب هاشونو فروختن و با موتور میرن کیف قاپی

سیاستمدارانمون در زندانن........دزدا و قاتلا و روحانیون و مذهبی هامون سیاستمدار شدن

چه بر سر ما ایرانی ها اومده؟
[ 10 / 8 / 1391برچسب:, ] [ 16:38 ] [ امین ]

حقیقت دارد،
تو را دوست دارم.
در این باران می‌خواستم تودر انتهای خیابان نشسته باشی،
من عبور کنم،سلام کنم،
لبخند تو را در باران،می‌خواستم،
می‌خواهم تمام لغاتی را که می دانم برای تو به دریا بریزم،
دوباره متولد شوم،
دنیا را ببینم،
رنگ کاج را ندانم،
نامم را فراموش کنم!
دوباره در اینه نگاه کنم،
ندانم پیراهن دارم،
کلمات دیروز را،امروز نگویم،
خانه را برای تو آماده کنم،
برای تو یک چمدان بخرم،تو معنی سفر را از من بپرسی،
لغات تازه را از دریا صید کنم،لغات را شستشو دهم،
آنقدر بمیرم تا زنده شوم ...!

[ 8 / 8 / 1391برچسب:, ] [ 11:13 ] [ امین ]


یک پدر و مادر در حال بوسیدن و خداحافظی از دخترک مرده شان هستند

شما متعجب خواهید شد اگر بدانید چرا تمام کادر پزشکی مشغول تعظیم

و احترام به این پدر و مادر هستند،چون در کمتر از یک ساعت در اتاق

کناری دو تا کودک توانایی زندگی دوباره یافتند که علتش کلیه و کبد اهدا

شده این دختر کوچک بود

 

برای محبت و کمک کردن به بقیه خیلی لازم نیست بشناسیمشون و یا اینکه

امکانات و پول و وقت زیادی داشته باشیم.


فقط کافیه یه دل بزرگ داشته باشیم

[ 6 / 8 / 1391برچسب:, ] [ 23:15 ] [ امین ]

پدر نشدم ولی درک میکنم یه جورایی ... سخته !!

«« خدایا هیچ پدری رو شرمنده بچش نکن »»


[ 6 / 8 / 1391برچسب:, ] [ 23:10 ] [ امین ]

این کودکان سرطان دارند. یکی از فوتبالیستهای مردمی کشورمون با دیدن این عکس هزینه مداوی چند بچه سرطانی رو به عهده گرفت درود بر شرفش

واسه سلامتی هر چه زودتر این بچه دعا کنید

[ 6 / 8 / 1391برچسب:, ] [ 22:59 ] [ امین ]

امروز صبح یه اس اومد بهم نوشته بود سلام آقا امین؟
گفتم بله شما؟
گفت هانی هستم دوست چند سال پیشت میخوام دوباره با هم باشیم! گوشی رو خاموش كردم سیم كارتمو عوض كردم
-
-
-
-
-
-
-
-
-
اونی كه میزاره میره و دوباره بر میگرده از خوبیش نیست! واسه اینكه مثه منو نتونسته پیدا كنه!

صلوات محمدی بفرستین

[ 3 / 8 / 1391برچسب:, ] [ 22:25 ] [ امین ]

(▓▓▓(̅(َ_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_ََ̅_ََ(َ)ڪے~~~
دوست دارم الان یکی بغلم کنه بگه چته دیوونه بیا این یه نخ سیگارو بکش
.
.
.
.
.
.
.
.
.

منم بگم پاشو برو گمشو کثافته آشغال ناباااب

[ 3 / 8 / 1391برچسب:, ] [ 21:59 ] [ امین ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

می خواهی بزاری بر ی ببینی بعد تو من با کسه دیگه ایم یا فقط تو کف توام؟
امکانات وب

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

<-PollName->

<-PollItems->

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 61
بازدید دیروز : 55
بازدید هفته : 245
بازدید ماه : 4229
بازدید کل : 22384
تعداد مطالب : 198
تعداد نظرات : 773
تعداد آنلاین : 1


كد ماوس